X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : جمعه 13 اسفند‌ماه سال 1389 | 09:03 ب.ظ | نویسنده : فرود

شاید الان چون یکی از دوستام از حج برگشته یاد مکه افتادم ....

با اینکه من یه آدمی بودم و البته هستم که همیشه منطق علم  رو قبول داشتم اما یه چیزهایی هست که هیچ دلیل علمی براش نمیتونی پیدا کنی .... مثل معنویت

وقتی چشمت به کعبه می افته ... ( همین الان که دارم اینها رو می نویسم اشک داره تو چشمام جمع میشه ).............



همه دوستانی که اون موقع با من بودن یا کسای دیگه ای رو که دیدم از حج برمیگردن وقتی ازشون می پرسی حج چجوری بود میگن مدینه حال و هوای دیگه ای داشت ............ اما نمی دونم من چنین حالی رو نداشتم درسته که مدینه و مخصوصا قبرستان بقیع خیلی خیلی غریبانه افتاده اصلا  احساسش قابل توصیف نیست  یا حال خاصیه .... اما ...



اما مسجدالحرام .... یه آرامش خیلی خیلی خاص خودشو داره .... اولین باری که وارد مسجدالحرام شدیم .. به ما گفته بودن سرا رو بندازین پایین تا وقتی که روبرو کعبه بشین ... دروغ نیست اگه بگم بهترین احساس عمرم رو داشتم ...... دست خودت نیست .... اونقدر اشک میریزی که نگو ...... روزهای بعد که مسجدالحرام بودم و گروه های دیگه رو می دیدم که اولین بار بود وارد میشدن ........ یه حالی بهم دست میداد بین حسادت و حسرت ......

برای من اتفاقات جیبی اونجا افتاد ......... بگذریم شاید بعضی ها بگن نه ما اینجوری نیستیم و اونجوری و جو گیر شدین و از این حرف ها .......

دلیل این حرف ها فقط اینکه نرفتن .. یه چیز عجیبی هست که واقعا نمیشه گفت ..... اینکه همه جور آدمی هست ....

چیزی که من یکی هیچ وقت ازش سیر نشدم فقط و فقط تماشای کعبه بود .......

دوست دارم یه بار دیگه کعبه رو ببینم ...... خدایا من خیلی خیلی گناه کردم ولی ای پادشه خوبان .................



وقتی برگشتم تا یه مدتی شب ها خواب کعبه رو می دیدم .... بت پرستی نیست !!! این اعتقاد چندین هزار نفره که وقتی یه جایی مثل کعبه جمع میشه آدم رو از خودش بیرون میبره ....

بعدها وقتب به عقب برگشتم ببینم که چجوری رفتنی شدم ... به یه خاطره از چند سال قبل از سفر برخوردم ...... یه حسرت از ته دل برای حج تو شاید 20 ثانیه نه بیشتر .

راستی بابت کیفیت پایین عکس ها باید ببخشید چون اون موقع بهترین کیفیت یه گوشی موبایل فقط 2 مگ !!! بود .