یک معلم ریاضی

از همه چیز و از همه مهمتر خاطرات

یک معلم ریاضی

از همه چیز و از همه مهمتر خاطرات

کمی احساساتی ...!!

بازم  یه خرابکاری دیگه ...

اومدیم با یکی از دوستان یه کوچلو شوخی کنیم زدیم چش و چالشو درآوردیم اینقدر وضع نوشتنم داغونه می خوام بنویسم سفید یهو می بینم نوشتم سیاه !!! همیشه سعی کردم  کسی رو نرجانم اما مث اینکه در این مقوله دستی بر آتش د اریم

الان اگه بخوام درستش کنم بد خرابتر میشه !!!! امیدوارم خودش درست شه


بگذریم می خواستم یه اهنگی رو بزارم من که تازه شنیدم ، نمی دونم امسال خونده شدخه یا سال پیش  این آهنگ رو از حمید طالبزاده که برا من یکی خیل جالب بود پایین لینک دانلودش رو گذاشتم  . خداکنه خوشتون بیاد.


** دانلود  اگه یه عاشق **


اگه یه عاشق تو دنیا باشه ... منم منم منم

اون که نمی خواد عشق و ببازه  ... منم منم منم

اون که تو چشماش صد قصه داره  ...  تویی تویی تویی

اون که از این عشق صد گله داره ... منم منم منم


حالا اونی که یه بی قراره 

چشماش همیشه در انتظاره  

طاقت نداره .... طاقت نداره  ... منم منم منم

اون که لحظه هاش براش یه ساله

دل کندن از تو براش محاله

نیستی ببینی الان چه حاله ... منم منم منم

....

....

...


**  دانلود اگه عاشق **


یه توضیح کوچلو : امیدوارم که صاحب آهنگ مارو ببخشن البته ما فرض رو براین گذاشتیم که اونا راضین که آهنگشون رو برای دانلود گذاشتیم چون می دونین که امکان خریدش نیست و خود منم دانلود کردم .


فروردین رو به آسمان

روزهای تعطیل خوبی های زیادی داره یکیش بیرون موندن توشب .. یه وقت می بینی که خیلی از شهر دور شدی و شب شده یا اینکه تو یه روستای دور مهمون شدی .... حالا از همه حواشی بگذریم بهترین کاری که این جور موقع ها میشه کرد همون رصد آسمانه ... فکرش رو بکنین به دور از نورهای مزاحم شهر و چراغهای خیابان یه آسمان پر از ستاره رو بالای سرتون دارید ... خداییش من که لذت می برم .اینارو گفتیم که بگیم فروردین ماه فصل خوبی برای تماشای صورت های فلکی البته اگه هوای ابری بهاری بذاره !!!


بعضی از این صورت های فلکی عبارتن از اسد (شیر ) ، اسد اصغر (شیر کوچک) ، شجاع (مار) ، دو پیکر ، کلب اکبر (سگ بزرگ ) و ...

یکی از مهتمرین صورت های فلکی مهم این ماه همون صورت فلکی اسد یا شیره



ستاره های این صورت فلکی به نظر شبیه یه داس هستن که مثلثی رو دنبال خودشون می کشن

طبق معمول یونانی ها این صورت فلکی هم یه داستان داره ... جناب هرکولس (جاثی) هنگام گذر از دوازده خان معروفش ! تو اولین خان شیری و می کشه که این صورت فلکی نشانی از اون شیر و بر پیشونیش داره .



ستاره روشنی که بین داس و مثلث قرار گرفته همون قلب الاسد (رگولوس ، شاه کوچک) سفید رنگ و از قدر اوله .




@) قلب اسد با اینکه 100 مرتبه از خورشید ما پرنور تره اما با توجه به فاصله حدودا 71 سال نوری از ما ، خیلی کم نور تر از خورشید به نظر میرسه

خلاصه اینکه تعطیلات خوش بگذره هرچند .. دیگه چیزی ازش نمونده .


روزی که هیچ اتفاقی نیفتاد...

سال نو هوای نو ...


یه روزی بود که زمین مثل همیشه دنبال خودش میچرخید ... هیچ چیز عجیبی هم نبود .. آسمان آبی یا ابری یا .... هرچی........ خلاصه قرار نبود هیچ اتفاق خاصی بیفته.

حالا یکی امروز به دنیا میاد .. فرود  ... حالا که 20 و چند سالی از اون روز گذشته بازم هیچی تغییر نکرده ... هیچ اتفاقی هم نیفتاده و هیچ اتفاقی هم قرار نیست بیفته

ششم فروردین فقط یادم میراه که عمر داره میره همین دیروز بود که یه جواریی جو گیر شده بودم و تولد 10 سالگیم رو زور زوررکی جشن گرفتم (تنها جشن تولد توی عمرم  ) ... فردا هم تولدمه .. کسی هم بهم نگفت : تولدت مبارک

همه مرا فراموش می کنندیه

عمرخیام می فرماید :

تا چند در این حیله و رزاقی عمر
تا چند مرا درد دهد ساقی عمر
خواهم که ز دست حیله و خدعه او
چون جرعه به خاک ریزم این باقی عمر


سالی نکو دگر باره بازآمد


اول عیدیتونو بگیرین ::

                                            بوی عیدی از فرهاد مهراد






انگار همین دیروز بود به این فکر می کردم که سال 1390 چه جوریه ؟ .... حالا جوابشو گرفتم ........ همون جوری ........  می خواد چه جوری باشه ؟ یه عیده دیگه !!!

به هر حال عید رو به همه ی همه ی همه ی پارسی زبانان ، چه الان توی مرز جغرافیایی ایران باشن یا نه .... تبریک می گم .



از خدا می خوام هر کی هر چی ازش بخواد بهش بده ...

خواستم یه دعا بگم برای سال نو ولی هر چی به ذهنم فشار دادم چیزی که دلمو راضی کنه نیافتم که همچی یه خورده ادبی باشه (حال مارو دریابید !!!! مردیم از بی سوادی !!!)

بازم میگم عیدتون مبارک ..... در ضمن عیدی ماهم فراموش نشه



کف دست یا کره زمین ، روزی که حلبچه ، حلبچه شد

هر چی نوشته بودم پاک شد این از شانس ما که درست همون موقعی که می خواستم یادادشت رو بزرام همه چی پرید فقط عکساشو بزارم تا بعد دوباره متن رو بنویسم پس فعلا بدون شرح

عکس از خبرگزاری AFP




عکس ها از سایت :http://www.nytimes.com


************************************************************


******************************

*******************************


*************************************************************

 25 اسفند که سالروز یکی از بزرگترین جنایات علیه بشریت

بیاد تمامی شهیدان حلبچه و تمام کسایی که برای این بهترین کشور دنیا  یعنی ایران مبارزه کردن به خصوص شهیدان و مجروحان شیمیایی


ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی ...

شاید الان چون یکی از دوستام از حج برگشته یاد مکه افتادم ....

با اینکه من یه آدمی بودم و البته هستم که همیشه منطق علم  رو قبول داشتم اما یه چیزهایی هست که هیچ دلیل علمی براش نمیتونی پیدا کنی .... مثل معنویت

وقتی چشمت به کعبه می افته ... ( همین الان که دارم اینها رو می نویسم اشک داره تو چشمام جمع میشه ).............



همه دوستانی که اون موقع با من بودن یا کسای دیگه ای رو که دیدم از حج برمیگردن وقتی ازشون می پرسی حج چجوری بود میگن مدینه حال و هوای دیگه ای داشت ............ اما نمی دونم من چنین حالی رو نداشتم درسته که مدینه و مخصوصا قبرستان بقیع خیلی خیلی غریبانه افتاده اصلا  احساسش قابل توصیف نیست  یا حال خاصیه .... اما ...



اما مسجدالحرام .... یه آرامش خیلی خیلی خاص خودشو داره .... اولین باری که وارد مسجدالحرام شدیم .. به ما گفته بودن سرا رو بندازین پایین تا وقتی که روبرو کعبه بشین ... دروغ نیست اگه بگم بهترین احساس عمرم رو داشتم ...... دست خودت نیست .... اونقدر اشک میریزی که نگو ...... روزهای بعد که مسجدالحرام بودم و گروه های دیگه رو می دیدم که اولین بار بود وارد میشدن ........ یه حالی بهم دست میداد بین حسادت و حسرت ......

برای من اتفاقات جیبی اونجا افتاد ......... بگذریم شاید بعضی ها بگن نه ما اینجوری نیستیم و اونجوری و جو گیر شدین و از این حرف ها .......

دلیل این حرف ها فقط اینکه نرفتن .. یه چیز عجیبی هست که واقعا نمیشه گفت ..... اینکه همه جور آدمی هست ....

چیزی که من یکی هیچ وقت ازش سیر نشدم فقط و فقط تماشای کعبه بود .......

دوست دارم یه بار دیگه کعبه رو ببینم ...... خدایا من خیلی خیلی گناه کردم ولی ای پادشه خوبان .................



وقتی برگشتم تا یه مدتی شب ها خواب کعبه رو می دیدم .... بت پرستی نیست !!! این اعتقاد چندین هزار نفره که وقتی یه جایی مثل کعبه جمع میشه آدم رو از خودش بیرون میبره ....

بعدها وقتب به عقب برگشتم ببینم که چجوری رفتنی شدم ... به یه خاطره از چند سال قبل از سفر برخوردم ...... یه حسرت از ته دل برای حج تو شاید 20 ثانیه نه بیشتر .

راستی بابت کیفیت پایین عکس ها باید ببخشید چون اون موقع بهترین کیفیت یه گوشی موبایل فقط 2 مگ !!! بود .


چقدر حرف میزنی ....!!!



یه موقع میخوای یکی رو کمک کنی ... بدتر میزنی تو سرش بدون اینکه بدونی .

همه میگن نصیحت اما نه ........

نصیحت ، پند ، اندرز ....  همه ما مفهومشو میدونیم اما حال و حوصله نداریم ببینیم واقعا نصیحت چرا ؟ چه جوری ؟ کجا ؟ از کی ؟ با کی؟ برای کی ؟ برای چی ؟

نه بگم خودم بهترین آدم دنیام .... خودمم تا حالا اونقدر از این نصیحت ها کردم  که حسابش ......................

بعضی وقت ها چیزی رو که خودم اصلا قبول نداشتم مجبور شدم برای یکی دیگه نصیحت بزنم . ... یه دل شیر میخواد از این موقعیت ها فرار کنی ... کسی اسلحه پشت گردنت نمیزاره اما اسلحه بدترین چیز دنیا نیست .!!!! از اسلحه بدتر هم هست ............ رودربایستی !!!

اصلا کار نداریم .... خواست یه خورده با هم بشینیم فکر کنیم آخه چیکار کنیم وقتی خودمون چیزی رو اصلا دوست نداریم چرا باید یکی دیگه رو نصیحت کنیم که بللللللللله .... ( این همون ریاکاری میشه ... توجیه نداره !!)

آدم تا خودش از یه جاده ای نره یا درموردش ندونه نمی تونه یکی دیگه رو راهنمایی کنه ... میشه این عادت رو درستش کرد ولی اینجا تو این مردم ما همه دم به دیقیه نظرشون رو عوض می کنن دم به دقیقه نصیحت می کنن و دم به دقیقه نصیحتاشون رو 180 درجه می چرخونن ... تازه یارو میاد خیلی گستاخانه خیلی مغرورانه نصیحت میکنه  نمیدونم میخواد چیکار کنه !!!!!!!!؟

خب ... خیلی خیلی حرف میزنم ... خودم میدونم