X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : شنبه 3 تیر‌ماه سال 1391 | 11:58 ق.ظ | نویسنده : فرود

تکرار تاریخ ...

21 سال گذر زمان چهره ها رو تغییر میده .. خیابان ها رو عوض می کنه .. خون ها رو و حتی انسان ها رو ...

اما یه عده هستند که دنیا رو تغییر میدن ... حتما لازم نیست که از نیویورک بلند شن یا پاریس یا از قلب خاورمیانه ... میشه از یه جای کم نام و نشان بلند شد کره زمین رو تکان داد و همون جا میشه یه جای معروف توی دنیا ...



اما کار هرکس نیست ... یه اراده محکم می خواد مثل گاندی یا دالایی لاما یا " آنگ سان سوچی "

چند روز پیش مراسم اهدای جایزه نوبل صلح انگ سان سوچی رو نگاه میکردم ..

یه زن نحیف با لبخندی که نشانه تمام آدم های  صلح جوی دنیاست ...

خیلی راحت حرفش رو می زد بدون استرس نگاه ساده مخصوص ملت های شرقی مقید به عدم خشونت ..


چیزی که برام بیشترین اهمیت رو داشت حرفهاش درمورد جایزه صلح نوبل بود . خیلی از ما صداها و شاید هزاران بار از خودمون پرسیدیم که این جایزه یا چیزهایی شبیه به این  ، به چه کار میاد ؟ بزارین اینجوری بگم که فرض کنیم الآن بیست سال پیشه و  اعلام میشه جایزه صلح نوبل به یه آدمی به نام سوچی در کشور برمه (میانمار ) تعلق گرفته در حالی که سوچی در زندان و تحت نظارت حکومت نظامیه ...

خب برای ما این سوال پیش میاد که این حکومت استبدادی  هیچوقت ارزشی برای این جایزه قائل نمیشه ! .. پس این جایزه به چه دردی می خوره ؟

پیشنهاد می کنم متن زیر رو بخونین ... متن سخنرانس سوچی هنگام دریافت جایزه صلح نوبل بعد بیست سال ... خودم خواستم ترجمه کنم دیدم افتضاح میشه این متنو از روزنامه شرق روز 28 خرداد 91 پیدا کردم  ( نوشته نسرین رضایی ) :


*************************************************

***********************


" اغلب روزهایی که در حصر خانگی بودم ، احساس می کردم دیگر بخشی از دنیا نیستم اما کسب جایزه صلح  نوبل بار دیگر به من زندگی داد ، اینکه هستم .



دریافت جایزه نوبل بار دیگر مرا به جامعه بشری بازگرداند .اما مهمتر از همه دریافت این جایزه بار دیگر توجه جهانی را به سمت و سوی  مبارزه برای  دموکراسی در برمه بازگرداند ، اینکه ما فراموش نشده ایم .


جنگ جهانی اول نمادی بود از هدر رفتن نیروی جوان ، نیروی بالقوه ، جنگی که همه نیروهای مثبت را از سیاره ما گرفت برای چه ؟ نزدیک به یک قرن می گذرد و همچنان جواب درخوری برای دلیل شروع یک چنین جنگی پیدا نکرده ایم .اما آیا ما هنوز هم گناهکار نیستیم ؟ اگر به خشونت ، بی مبالاتی ، بی احتیاطی به آینده مان و انسانیت کم توجهی کنیم ؟

جنگ تنها عرصه ای نیست که عدم رعایت صلح در آن منجر به مرگ شده باشد ، بذر نزاع و درگیری کاشته خواهد شد و دانه های جنگ و درد و تخریب و خشونت رشد خواهند کرد .



ما بسیار خوشبختیم که در عصری زندگی می کنیم که رفاه و آزادی اجتماعی و کمک به پایبندی به انسانیت جزو ملزومات شناخته می شود و نه مطلوبات .

من بسیار خوشبخت هستم که در عصری زندگی می کنم که سرنوشت زندانیان برای مردم در هر کجای دنیا نگران کننده است ، عصری که توجه به دموکراسی و حقوق بشر بیشتر شده و این موضوع جزو حقوق اصلی همه شناخته شده است .

صلح مطلق هدفی دست نیافتنی  است اما ما باید مسیر خود را در این راستا ادامه داده و رو به سوی آن حرکت کنیم . به مانند یک مسافر در صحرا که چشم به ستاره ها در آسمان می دوزد و مسیر خود را پیدا می کند حتی اگر به صلح مطلق دست نیابیم ، چرا که صلح مطلق در این زمین وجود ندارد و تنها هدف ما باید تلاشی شخصی و ملی برای دستیابی به دوستی و اعتماد باشد تا جامعه بشری خود را امن تر و مهربات تر کنیم . ""



*************************************************

***********************


توی دنیایی که ما زندگی می کنیم همچین آدم هایی خیلی زیادن اما بر حسب یه عادت خیلی قدیمی تا وقتی که خبر مرگشون پخش نشه برای ما بی مفهومن ......  امیدوارم یه روز این طرز فکر تغییر کنه .