X
تبلیغات
رایتل
تاریخ : یکشنبه 1 اسفند‌ماه سال 1389 | 09:46 ب.ظ | نویسنده : فرود


هرچی که از این مدرسه بگم باز کم میاد .... مگه میشه یه روز ما بدون دردسر بگذرونیم ...

امروز رو بد کلک خوردم چی بهش می گن ؟ ... یه دستی !!!!

آخر زنگ کارمون تموم شده بود که یهو سرگل کلاس بلند شد : "" آقا یه سوال بپرسیم ؟ ""

پیش خودم گفتم بازم سوال یا نجومی یا هواپیما .... اما ای دل غافل ... حدس بزنین چی پرسید ..

" آقا ... آدم عاشق چه جوریه ؟ !!! "

چی .. همچین سوالی رو تو مخیله ام که هیچی تو توهماتم هم نمی گنجید .... آخه این جقل 13 ، 14 ساله رو چه به این سوال ..... جای شما خالی .... هنوز منگ این بودم که چی بگم  ... چشتون روز بد نبینه .... یه دفعه همه کلاس بلند شدن .... باهم داد زدن "" مثل شما !!!!!! ""

نه حتما خواب بودم .... آخه این چجورشه .... تنها چیزی که از دستم بر می اومد رو انجام دادم ... تا اونجایی که جا داشت خندیدم .

فکر کردم شاید چون وقت نکردم که صورتم رو اصلاح کنم یا موهای سرم در نبرد با باد بسیار خشن زمستانی متلاشی شده اینو میگن .... از وجنات خویش در آیینه هیچ نشانی از آشفتگی نیافتیم ...

بگذریم بعدا فهمیدم یکی از همکاران گرام حال کرده بودن بچه رو سرکار بزارن که دبیر ریاضی ازدواج فرموده اند  ..... چی بگم  ....

امان از این شایعه های خنده دار خاطره  ساز 

اما خداییش کلی خندیدم . ... هرچند که شاگردان عزیز و دوستداشتنیم جرمیه شدن تا نفری یه نمره ناقابل که با کلی زحمت باید کسب کنن رو بابت این شوخی باحالشون بدن!!!